تبلیغات
چه کنم؟

به کجا چنین شتابان / گَوَن از نسیم پرسید / دل من گرفته زین جا / هوس سفر نداری / ز غبار این بیابان؟ / همه آرزویم اما / چه کنم که بسته پایم


چه کنم؟


جستجو
نظر سنجی
as


برچسب ها: به این میگن طناب بازی حرفه ای!، به این میگن طناب بازی، به این میگن طناب بازی حرفه ای، به این میگن طناب، به این میگن، بازی حرفه ای، طناب بازی حرفه ای،

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: سرگرمی -عکس -

حس هم نوع دوستی!!!!!!!(کاریکاتور)


برچسب ها: کاریکاتور، حس، حس هم توع دوستی، هم توع، دوست، دوستی، هم توع دوستی،

نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
ماجرای واقعی یک تصمیم                



آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس
را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما می دانید که نوبل مخترع
دینامیت است. زمانی که برادرشلودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل
معروف (مخترعدینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن
آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری
مرد!"

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از
مرگ این گونه بشناسند؟

سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط
زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز
شود.

امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل،
جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.
یک
تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است!

ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال
عبادت است







نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
قدرت تخیل خنده دار هندی ها در فیلم سازی ( تصویر
متحرک)                


 

تو کارتون های

انیمیشنی هم همچین چیزی را هیچ وقت ندیده اید !!!!!

 
 
 

 

 


 
 
 


نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: عکس -

 



نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: داستان -سرگرمی -عکس -

ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺑﺮﻕ، ﻣﮑﺎﻧﯿﮏ، ﺷﯿﻤﯽ ﻭ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻝﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻪ. ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺭﻭﺷﻦﻧﻤﯿﺸﻪ. ﻣﯿﮕﻦ ﺁﺧﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟!
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺑﺮﻗﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ‌ً ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﻣﺪﺍﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺗﺼﺎﻻ‌ﺗﻮ ﺳﯿﻢ ﮐﺸﯽ ﻫﺎﺷﻪ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺎﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ.
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﻣﮑﺎﻧﯿﮑﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ، ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻞ ﻟﻨﮓ ﯾﺎ ﭘﯿﺴﺘﻮﻧﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮐﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ.
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺷﯿﻤﯿﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﻧﻪ، ﺍﯾﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﻏﻦ ﻣﻮﺗﻮﺭﻩ. ﺳﺮ ﻭﻗﺖ ﻋﻮﺽ ﻧﺸﺪﻩ، ﺍﻭﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﻭﺍﻥﮐﻨﻨﺪﮔﯿﺸﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺒﯿﻨﻦ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻩ ﺳﺎﮐﺘﻪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﭼﯽ ﻧﻤﯿﮕﻪ. ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ: ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ؟ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ ﭼﯿﮑﺎﺭﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻪ؟
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻩ ﯾﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ: ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ، ﻭﻟﯽ ﺑﻨﻈﺮﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﯿﻢ، ﺳﻮﺍﺭ ﺷﯿﻢﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ!!!


برچسب ها: ماشین خراب، ماشین، خراب، مهندس، کامپیوتر، شیمی، فیزیک، برق،

نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: پند و عبرت -سرگرمی -عکس -
یکی از واقعیت های زندگی !!!

برچسب ها: یکی از واقعیت های زندگی !!!، یکی از واقعیت های زندگی، یکی از واقعیت، یکی از واقعیت ها، یکی، واقعیت های زندگی، از واقعیت های زندگی، زندگی،

نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: پند و عبرت -تفکر -عکس -
گروه اینترنتی قلب من
آمده است که روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

برچسب ها: قدرت عشق، قدرت، عشق، مرچه، حضرت سلیمان، مورچه و سلیمان، سلیمان، کوه، معشوقه، همت، همت مورچه،

نوشته شده در شنبه 5 فروردین 1391 توسط سرگشته حیران
موضوع: پند و عبرت -عکس -

برچسب ها: دل تنگی،

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند 1390 توسط سرگشته حیران

چگونه پدر مهمان های نوروزی را در بیاوریم !

در هنگام ورود میهمان نگران نباشید. خونسردی خود را حفظ کنید. اتفاق خاصی نیفتاده است!! این شتری است که گهگاه به هر خانه ای ممکن است سر بزند!! …


در مرحله اول شرمنده کردن میهمان یا ایجاد این حس در آن ها که گویا بد موقع مزاحم شده اند می تواند بسیار مفید باشد .مثلا بگوییم : اع اتفاقا” پیش پای شما ما هم می خواستیم بریم بیرون فلان جا !! ولی اشکالی نداره حالا بعدا” میریم!! حالا بفرمایین توو!! دم در بده!

می توانیم به بهانه ی این که قراراست به زودی میهمانی برایمان بیاید که بسیار رودر بایستی داریم باهاش و این که خانه کثیف است ، جارو برقی را روشن نموده و بیفتیم به جون منزل!

نکته مهم آن است بیشتر نیروی خود را در جاهایی متمرکز کنیم که میهمان ها نشسته اند! (جارو کردن زیر میهمان ها فراموش نشود!!)

قرار دادن پسته و فندق های در بسته در آجیل به میزان قابل توجهی از خسارت وارده به صاحب خانه کم خواهد نمود.در صورت اعتراض نمودن میهمان ها که چرا این پسته ها همه در بسته اند می توانیم بگوویم مثلا هشت به بعد باز می کنند!!!

با توجه با این که خیار میوه ای ست خوش خوراک سعی کنید فراموش کنید نمک بیارید!

داشتن بچه هایی چموش و سر تق !! که از سرو کول میهمان ها بالا بروند تا حدود زیادی از استقامت و مقاومت میهمان ها کم خواهد نمود.

سعی کنید در مقابل میهمان ها اوج بهداشت را رعایت کنید تا از بودن در منزل شما نهایت لذت را ببرند.

اوج بهداشت:

آروغ زدن با صدای بلند!

داخل بردن دست به درون بینی تا حد امکان ! (سعی کنید انگشت در داخل بینی چرخش داشته باشد!)

پاک کردن مواد زائد بینی با آستین !

کردن دست درون دهان به منظور خارج کردن مواد زائد دهان و دندان! تا عمق مری و نای !!

در صورتی که این اقدامات را انجام دادید و میهمان ها از روو نرفتند و برای شام یا نهار ماندند دیگر نه از دست ما و نه از دست شما هیچ کاری ساخته نیست.پا شید دست کنید تو جیب مبارک و از بیروون سفارش غذا بدهید!!؟

برچسب ها: چگونه پدر مهمان های نوروزی را در بیاوریم !، مهمان نوروزی، مهمان، نوروز،

نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 توسط سرگشته حیران
(تعداد کل صفحات:9)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره سایت



درد من تنهایی نیست؛ بلكه مرگ ملتی است كه گدایی را قناعت بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حكمت خداوند می نامند

نویسندگان
صفحات جانبی
آمار سایت

ابزار وبمستر

عکس

تفریح و سرگرمی

دانلود

قالب وبلاگ

وحشت از عشق که نه ............
ترس من از فاصله هاست !!!
وحشت از غصه که نه................
ترس من خاتمه هاست !!!
ترس بیهوده ندارم صحبت از خاطره هاست ..................
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست !!!
کوله باری ست پراز هیچ که برشانه ی ماست ..............
گله از دست کسی نیست......................
....مقصر دل دیوانه ی ماست !!!
..........................